خرید بک لینک

ویژگیهای عباد در قرآن مجید

قنوت، نماز

در آیات ذیل خداوند، عباد یعنی کسانی را که بندگی خداوند را میکنند معرفی میفرماید:..............



ویژگیهای عباد در قرآن مجید

قنوت، نماز

در آیات ذیل خداوند، عباد یعنی کسانی را که بندگی خداوند را میکنند معرفی میفرماید:

"... بالعباد. الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَ قِنَا عَذَابَ النَّارِ. الصَّابِرِینَ وَالصَّادِقِینَ وَالْقَانِتِینَ وَالْمُنفِقِینَ وَالْمُسْتَغْفِرِینَ بِالأَسْحَارِ" (آل عمران/ 17،16،15)؛ عباد و بندگان خدا کسانی هستند که میگویند پروردگارا ما ایمان آوردهایم؛ پس گناهان ما را بیامرز و ما را از عذاب آتش حفظ کن. (آنها که شکیبا و راستگو و فرمانبردار(خدا) هستند و انفاق میکنند و در سحرگاهان، آمرزش میطلبند .

خداوند در آخر آیه 15 سخن از عباد مطرح میکند، و در دو آیه بعد، شش مولفه و خصوصیت آنان را بیان میدارد.

1- عباد کسانی هستند که با تمام دل و جان متوجه پروردگار خویشاند و ایمان، قلب آنها را روشن ساخته و به همین دلیل در برابر اعمال خویش به شدت احساس مسئولیت مىكنند، مىفرماید: همان كسانى كه مىگویند پروردگارا! ما ایمان آوردهایم، گناهان ما را ببخش و ما را از عذاب آتش نگاهدار.

2- صفت دیگر آنان صبر است. یعنی آنهایی كه صبر و استقامت دارند. البته در آیه، صبر به صورت مطلق بیان شده و شامل همه صبرها میشود؛ صبر بر اطاعت، صبر بر ترك معصیت، صبر بر مصیبت .

امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هر كس در نماز وتر (آخرین ركعت نماز شب) هفتاد بار بگوید: "استغفرالله ربى و اتوب الیه" و تا یك سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار كنندگان در سحر، "المستغفرین بالاسحار" قرار مىدهد و او را مشمول عفو و رحمت خود مىسازد.

3- آنها كه راستگو و درست كردارند و آنچه در باطن به آن معتقدند در ظاهر به آن عمل مىكنند و از نفاق و دروغ و تقلب و خیانت دورند.

4- آنها كه خاضع و فروتن هستند و در طریق بندگى و عبودیت خدا بر این كار مداومت دارند.

5- آنها كه در راه خدا انفاق مىكنند نه تنها از اموال، بلكه از تمام مواهب مادى و معنوى كه در اختیار دارند به نیازمندان مىبخشند.

6- و آنها كه سحرگاهان، استغفار مىكنند. واژه "سحر" (بر وزن بشر) در اصل به معنى پوشیده و پنهان بودن است و چون در ساعات آخر شب پوشیدگى خاصى بر همه چیز حكومت مىكند، نام آن سحر گذاشته شده است .

در آن هنگام كه چشمهاى غافلان و بیخبران در خواب است و غوغاى جهان مادى فرو نشسته و به همین دلیل حالت حضور قلب و توجه خاص به ارزشهاى اصیل در قلب مردان خدا زنده مىشود به پا مىخیزند و در پیشگاه با عظمتش سجده مىكنند و از گناهان خود آمرزش مىطلبند و محو انوار جلال كبریائى او مىشوند، و تمام ذرات وجودشان زمزمه توحید سر مىدهد، و همانگونه كه با طلوع صبح، ظلمت شب برچیده مىشود و فیض عام پروردگار بر صفحه جهان مىنشیند، آنها نیز به دنبال زمزمههاى عاشقانه سحرگاهان همراه با طلوع صبح، پردههاى ظلمت غفلت و گناه از دلهایشان برچیده مىشود و انوار رحمت و مغفرت و معرفت الهى بر دلهایشان فرو مىنشیند.

امام صادق علیه السلام در تفسیر این آیه فرمود: هر كس در نماز وتر (آخرین ركعت نماز شب) هفتاد بار بگوید: "استغفرالله ربى و اتوب الیه" و تا یك سال این عمل را ادامه دهد خداوند او را از استغفار كنندگان در سحر، "المستغفرین بالاسحار" قرار مىدهد و او را مشمول عفو و رحمت خود مىسازد.(1)

پینوشت:

1- تفسیر برهان، ج 1، ص 273.

برگرفته از تفسیر المیزان و نمونه

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: جمعه 16 ارديبهشت 1390 ساعت: 15:6

سخنی از ملکوت دل با دل های ملکوتی

نور

آخرین سفارش در واپسین لخظات زندگی یک بزرگمرد

سخنان آیت الله العظمی شهید صدر در آخرین درس................

سخنی از ملکوت دل با دل های ملکوتی

نور

آخرین سفارش در واپسین لخظات زندگی یک بزرگمرد

سخنان آیت الله العظمی شهید صدر در آخرین درس

«خداوند در یک دل دو ولایت را نمی پذیرد و دو عشق هم عرض را بر نمی تابد: یا دوستی خدا، یا دوستی دنیا، عشق به خدا و عشق به دنیا، با هم جمع نمی شوند. بیاییم قلب هایمان را محک زنیم که آیا مرکز دوستی دنیا یا دوستی با خدا است؛ اگر دوستی خدا در دلمان جای گرفته است، ژرفایش بخشیم و استوارش سازیم و اگر دوستی دنیا در آن لانه کرده است، بکوشیم خود را از این درد بدخیم و بیماری مهلک و تباه گر نجات دهیم.

هر مهری که بر مرکز دل نشیند، به یکی از اشکال زیر است:

دوستی معمولی که محور و پایه ای برای مهرها دلبستگی به خواسته ها و آرزوهای انسان قرار می گیرد، به گونه ای که اگر برای برآوردن نیازی رویکرد دیگری پیدا کند، به سرعت به اصل خویش باز می گردد؛ این دوستی، اساس دل را تشکیل می دهد و مرکز فکر دلبستگی ها و احساسات را مشغول کرده است. گاهی، به طور موقت به گفته ای، کاری، خوراکی یا آشامیدنی دل می بندد، ولی همان مهر نخستین، محور قلب است.

دوستی آن است که تمام وجود و درون انسان را در بر گیرد و هیچ چیزی او را از دوستش باز ندارد؛ به هر جا که نگردد، محبوب او، قبله و کعبه اوست.

مگر همه این چند روزه دنیا چیست که گرفتار آن شویم و از مقام رضوان من الله اکبر محرم مانیم؟! نعمت هایی را که هیچ گوشی نشنید، هیچ چشمی ندید در خیال بشر نمی گنجد، رها کنیم به دنیایی که خیالی بیش نیست، بچسبیم؟! همه دنیا، وهم است.

این دو گونه دوستی، هم نسبت به خدا پدید آید و هم نسبت به دنیا. در مهر به خدا، که مایه شرف انسان است، هر دو درجه محبت یافت می گردند. در جه نخست، در جان مؤمنان شایسته و پاکی دیده می شود که جانشان را از آلودگی های دنیا پیراسته اند. ایشان از مهر حق، مرکزی برای همه آرزوها و احساسات در دل پدید آورده اند، هر چند گاهی به خوردن غذا می پردازند، به بهره ای از بهره های مباح روی می آورند، دوستی را دیدار می کنند، به تفریح می پردازند و... ولی با برطرف شدن گرفتاری، به مهری که محور دل است، باز می گردند، زیرا مرکز دلبستگی آنان یکی است.

دوستی درجه دو (عشق) را می توان در دل و جان پیام آوران، اولیای الهی و امامان (علیهم السلام) یافت.

همین دو گونه دوستی نسبت به دنیا نیز وجود دارد؛ همان دنیایی که به فرموده پیامبر اکرم(ص)، سرآمد خطاها و اشتباه هاست: درجه نخست دنیاطلبی آن است که دوستی دنیا، مرکز و خاستگاه سلوک و تصرفات انسان گردد، گویی محور تلاش و کوشش او، خواسته های شخصی اش می باشد؛ هر جا سود شخصی او را بکشاند، می رود. دنیا، قاعده و پایه زندگی او می شود. گاهی، مشغولیت های پاک و معنوی، روی او را از دنیا بر می گرداند، به نماز مشغول می گردد و روزه می گیرد، ولی با شتاب به دنیا، که مرجع اساسی قلب اوست، روی می آورد. هنوز از قلمرو سلطه شیطان خارج نشده است، به قلمرو او باز می گردد.

این دنیاطلبی آغازین است که بیماری بدخیمی به شمار می رود.

گونه هلاکت زای دنیاپرستی جایی است که عشق به دنیا او را کور کرده و همه شبکه های دید او را در برگرفته است.

نگویید همین اندک از دنیا را بر می گیرم، سپس از او روی بر می گردانم و این مقدار از مقام و منصب را به دست می آورم، سپس به سوی خدا می روم؛ چنین اندیشه ای عبث است، زیرا هر اندازه از ما ل و مقام دنیا برگیرید، عطش شما بیش تر خواهد شد و عشق شما بیش تر خواهد شد و عشق شما به آن افزن می گردد. دنیا بسان آب شور دریاست. دنیا، سرآمد همه گناهان می باشد.

دنیاطلبی، سرآمد همه گناهان است، زیرا نماز را بی روح می کند، روزه را بی معنا و معنویت می سازد و همه عبادات را از یاد خدا تهی می گرداند. هنگامی که مهر به دنیا همه قلب را فرا گرفت، جایی برای چشیدن لذت عبادات باقی نمی ماند.

درجه نخست دنیاطلبی آن است که دوستی دنیا، مرکز و خاستگاه سلوک و تصرفات انسان گردد، گویی محور تلاش و کوشش او، خواسته های شخصی اش می باشد

امام علی علیه السلام برای خدا کار می کردند و فانی در اراده حق بودند. اگر ایشان دنیا را طلب می کردند و حکومت را برای دنیا می خواستند، بدبختن ترین و سیه روزترین مردم بودند؛ چه ایشان در کودکی از خونشان در راه خدا گذشته و بارها تا دروازه شهادت پیش رفته و در دوران غربت اسلام و تنهایی رسول خدا صلی الله علیه وآله، از آن حضرت و رسالت الهی شان دفاع کرده و در این مهم، لحظه ای تردید به خود راه نداده بودند. نه برای مرگ حسابی باز کرده بودند و نه دنیا نزدشان ارزشی داشت. امیرمؤمنان علیه السلام فارغ از مرگ و زندگی بودند [بلکه فوق مرگ و زندگی بودند.] در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه وآله، سرباخته ترین [یاور پیامبر صلی الله علیه وآله] به شمار می رفتند و پس از رحلت آن عزیز نیز تسلیم محض بودند. در راه خدا از همه بیشتر می کوشیدند و بیشترین رنج و تلخی ها را در راه اسلام چشیدند.

همین آخرین سخن آن حضرت (فزت و رب الکعبه) گواه است و شهادتشان گواه این که آن حضرت به این دنیا دل نبستند و در همه حال برای خدا کار کردند.

مگر همه این چند روزه دنیا چیست که گرفتار آن شویم و از مقام رضوان من الله اکبر محرم مانیم؟! نعمت هایی را که هیچ گوشی نشنید، هیچ چشمی ندید در خیال بشر نمی گنجد، رها کنیم به دنیایی که خیالی بیش نیست، بچسبیم؟! همه دنیا، وهم است.

امامان معصوم (علیهم السلام) برای وانهادن دنیا و چیره شدن بر دنیاپرستی، دستورالعمل هایی داده اند؛ یاد مرگ در همه حال، کاراترین دارو و درمان دنیاپرستی است.

هنگامی یاد مرگ دوستی دنیا را از دل می برد که خود را در همه حال بر پرتگاه مرگ ببینیم و مرگ همیشه فرادیدمان باشد.

باید این دستورالعمل امامان (علیهم السلام) را آویزه گوش کنیم و همیشه مرگ را به یاد داشته باشیم تا حرص به زندگی در دنیا در ما بشکند و هوس ها بسوزند.

از خدا می خواهیم دل های ما را پاک سازد، قلب های ما را به نور ایمان جلا دهد، همت ما را خداجویی و خداطلبی کند، دل ما را از مهر، محبت، ترس و باور به او پر نماید و ما را در عمل به کتابش توفیق دهد».

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: پنجشنبه 15 ارديبهشت 1390 ساعت: 4:3

غبار و چرکی دل از چیست؟

آثار زودن گناه

ابزارهای مختلف معرفت و مراحل متفاوت آن، هر یك برای خود شرایط و موانعی خاص دارند. شرایط دیدن.........


غبار و چرکی دل از چیست؟

آثار زودن گناه

ابزارهای مختلف معرفت و مراحل متفاوت آن، هر یك برای خود شرایط و موانعی خاص دارند. شرایط دیدن، سلامت چشم و حفظ فاصله مناسب و صافی هوا و روشنایی فضا و مانند آن است و موانع آن اموری از قبیل بیماری چشم، گرد و غبار، حجاب، تیرگی، تاریكی است، با بودن شرایط لازم و نبود موانع است كه چشم كار خود را انجام میدهد و چیز دیدنی را میبیند.

قوه عاقله نیز برای تعقل، نیازمند به فضای صاف و پاك از دامهای وهمی و خیالی است و پس از ایجاد شرایط و رفع موانع، نیاز به آن است كه سمت نظر و آنچه كه مطلوب است مشخص شده و حد وسط مناسب با آن پیدا شود. با پیدا كردن مقدمات لازم و پرهیز از موانع، شرایط درونی عاقله برای تعقل فراهم میگردد.

قلب نیز موانع و شرایطی خاص دارد. كار قلب مشاهده حقایق كلی، به صورت اشخاص خارجی است این مشاهده از طریق صیقل دادن قلب و صاف كردن آن حاصل میگردد، قلب علاوه بر صیقل و پاكی از غبار و زنگهایی كه مناسب به آن است همانند آینه نیاز دارد تا سمت و جهت خود را نیز تصحیح كند.

قرآن كریم در آیات فراوانی به شرایط و موانع معرفت اشاره كرده است:

الف) تقوای الهی

تقوا، عمدهترین شرط معرفت حقایق در قرآن شمرده شده است: «إِنْ تَتَّقُوا اللهَ یَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً»(1)، یعنی اگر تقوای الهی پیشه كنید خداوند برای شما فرقان (قوه تمییز حق از باطل) قرار میدهد.

محبت دنیا چیزی نیست كه تنها مانع تهذیب علمی انسان باشد، بلكه مانع تصویب علمی انسان شده و دانش او را نیز تباه و فاسد میكند.

این آیه شریفه با اطلاقی كه دارد تنها به بیان شرط شهود عرفانی اختصاص نداشته و شرط معرفت برهانی را نیز شامل میشود، به این معنا كه تقوا، هم در فهم عقل و هم در شهود قلب مؤثر است، به طوری كه ادراك صحیح مفاهیم ذهنی و دیدن حقایق عینی در پرتو تقوا تأمین میگردد. مفاد آیه فوق را اصل كلی مستفاد از آیه سوره «طلاق» نیز تأیید میكند:«وَ مَنْ یَتَّقِ اللهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً.»(2) زیرا معنای آیه آن است كه تقوا در هر كاری، روزی انسان را در همان كار افزایش میدهد. یعنی اگر انسان، در معامله كالای مادی، تقوا به خرج دهد و كم نفروشد و غش در معامله نكند، خداوند بر بهره اقتصادی او میافزاید و اگر در تأملات نظری، تقوای علمی را ملاحظه كند، یعنی اولاً: مطالب علمی مبتكران را به خود نسبت ندهد و ثانیاً: در نقل آرای صاحب نظران امین باشد و ثالثاً: تا چیزی برای او حل نشده است به تصدیق یا تكذیب آن مبادرت نكند و رابعاً: قبل از هضم مطلب آن را برای دیگران بیان نكند و خامساً: در مناظره اگر چیزی برای او حل شد آن را بپذیرد و به صحت آن اعتراف كند و در قبال رقیب جدل نكند و از هر گونه مغالطه بپرهیزد، در این صورت در مسائل علمی نیز هرگز گرفتار مشكل نمیگردد.

شمول این آیه نسبت به بخش دانش شهودی نیز كاملا مشهود است، گرچه برخی خواستهاند این آیه را تنها بر بخش شهود قلبی حمل كنند ولی اطلاق آن، هم حصول مفهومی را فرا میگیرد و هم حضور عینی را؛ یعنی هم معیار برهان را شامل میشود و هم میزان عرفان را.

ب) بزرگترین مانع معرفت

همانگونه كه تقوای الهی عمدهترین شرط معرفت است، محبت دنیا نیز سختترین مانع آن محسوب میشود، به همین دلیل در روایات آمده است: «حبُّ الدنیا رأس كل خطیئهٍ.»(3) یا به تعبیر دیگر: «رأس كل خطیئه حب الدنیا.»(4) در هر صورت، معنای روایت این است كه اساس تمامی خطاها محبت دنیا است.

برخی از آیات، بعضی چیزهایی را كه موجب زنگار بر دل انسان میشود ذكر میكند، مانند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللهِ أَنَّى یُصْرَفُونَ»؛ آیا آنان را كه در آیات خداوند مجادله میكنند نمینگری كه به كجا باز گردانیده میشوند؟

محبت دنیا چیزی نیست كه تنها مانع تهذیب علمی انسان باشد، بلكه مانع تصویب علمی انسان شده و دانش او را نیز تباه و فاسد میكند.

زنگار دل و عوامل آن

آیات قرآن كریم در موارد بسیاری به موانع معرفت انسان اشاره كرده است. نظیر این آیه: «كَلاَّ بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا یَكْسِبُونَ»(5)؛ یعنی سرّ این كه آنان حقایق دین را نمیبینند این است كه جان آنان را پرده گناه كه همان زنگ دل است فرا گرفته، آنچه كسب كردهاند، غبار و چركی است كه صفحه شفاف دل آنها را پوشانده است.

برخی از آیات، بعضی چیزهایی را كه موجب زنگار بر دل انسان میشود ذكر میكند، مانند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللهِ أَنَّى یُصْرَفُونَ»(6)؛ آیا آنان را كه در آیات خداوند مجادله میكنند نمینگری كه به كجا باز گردانیده میشوند؟

منظور آن است كه اینها گروهی هستند كه تنها به قصد جدال به حضور پیامبر گرامی میآمدند، مشرف میشدند تا تنها حرف خود را بزنند نه آن كه سخنی از رسول اكرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بشنوند.

یا میفرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُجادِلُونَ فِی آیاتِ اللهِ بِغَیْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ إِنْ فِی صُدُورِهِمْ إِلاَّ كِبْرٌ ما هُمْ بِبالِغِیهِ»(7)؛ آنان كه بدون برهان به مجادله در آیات خداوند میپردازند در سینههایشان جز كبر، چیز دیگری نیست، آنها هرگز با این بزرگ بینی به جایی نمیرسند.

جدل، ناشی از كبر است و كبر چركی است كه صفحه شفاف دل را تیره و تار میكند. آیینه اگر غبارآلود شد هرگز چیزی در آن نمیتابد و چیزی را نشان نمیدهد. حتی اگر آینه توان مشاهده خود را داشته باشد پس از غبار آلود شدن، قدرت دیدن خویش را هم ندارد.

زدودن زنگار و تطهیر دل

همانگونه كه زنگار دل مانع شناخت مفاهیم برهانی و حقایق عرفانی است. تطهیر آن از شرایط لازم برای شناختهای یاد شده محسوب میشود:

جدل، ناشی از كبر است و كبر چركی است كه صفحه شفاف دل را تیره و تار میكند. آیینه اگر غبارآلود شد هرگز چیزی در آن نمیتابد و چیزی را نشان نمیدهد. حتی اگر آینه توان مشاهده خود را داشته باشد پس از غبار آلود شدن، قدرت دیدن خویش را هم ندارد.

ای ایمان آورندگان! چون خواستید به نماز برخیزید صورتها و نیز دستها را تا آرنج بشویید و سر و پاها را تا برآمدگی، مسح كنید و اگر جُنب باشید غسل نموده و پاكیزه شوید، و اگر بیمار بوده و یا مسافر هستید و یا یكی از شما از محل دفع پلیدی آمده است و یا با همسران خود مباشرت كرده و آب نیافتید در این هنگام بر روی زمین پاك، مانند خاك، تیمم كنید و با آن خاك صورت و دستهای خود را مسح نمایید. خداوند در دین برای شما سختی قرار نداده، لیكن میخواهد تا شما را طاهر گرداند و نعمت را بر شما تمام كند، باشد كه شكر او را به جای آورید.(8)

در این آیه پس از بیان حكم وضو، غسل و تیمم، میفرماید: این فرمان خداوند برای طهارت شماست.

كلام پایانی آیه یا بیان حكمت تمام احكام آیه است و یا تنها به قسمت اخیر آیه باز میگردد، در هر دو صورت تیمم را كه آخرین حكم از احكام مذكور در آیه است، در برمیگیرد. بنابراین معنای آیه این است كه خداود تیمم و خاكمال نمودن دست و صورت را جهت طهارت و پاكی شما وضع كرده است.

این بیان به خوبی نشان میدهد كه ظاهراً منظور از طهارت در این قسمت از آیه پاكیزگی و تطهیر بهداشتی و طبی نیست؛ زیرا تطهیر، پاكیزگی طبی و بهداشتی گرچه شستشوی با آب را شامل میشود، اما خاكمال كردن دست و صورت را هرگز در برنمیگیرد.

سجده را بهترین حالت نماز شمردهاند، و برترین اذكار را نیز مختص به آن دانستهاند؛ زیرا سجده حالتی است كه انسان به خاك میافتد، آدمی هر چه پایینتر رود؛ عظمت خداوند را بهتر درك میكند، انسان در حالت ركوع به همان اندازه كه خود را میشكند خداوند را درك مینماید، و ذكر مناسب با این حالت همان تسبیح و ستایش خداوند به بزرگی و عظمت است كه عبارت از ذكر شریف «سبحان ربی العظیم و بحمده» است.

به همین دلیل سجده را بهترین حالت نماز شمردهاند، و برترین اذكار را نیز مختص به آن دانستهاند؛ زیرا سجده حالتی است كه انسان به خاك میافتد، آدمی هر چه پایینتر رود؛ عظمت خداوند را بهتر درك میكند، انسان در حالت ركوع به همان اندازه كه خود را میشكند خداوند را درك مینماید، و ذكر مناسب با این حالت همان تسبیح و ستایش خداوند به بزرگی و عظمت است كه عبارت از ذكر شریف «سبحان ربی العظیم و بحمده» است.

اما در سجود كه نهایت افتادگی و فروتنی انسان است خداوند را در نهایت بزرگی و عظمت میبیند، از این رو ذكر مناسب با سجده كه ذكر شریف «سبحان ربی الأعلی و بحمده» است، برتر از ذكر ركوع است؛ زیرا در این ذكر، انسان خداوند را به «اعظم و اعلی» بودن میستاید، تفاوت دو ذكر «اعلی و عظیم» بدان معنا نیست كه خداوند لحظهای قبل بزرگ بود و اینك برتر و بزرگتر شده است، بلكه به همان معناست كه انسان هر چه پایینتر رود و فروتن شود خدا را بهتر به بزرگی و عظمت درك كرده و میشناسد.

تجافی از دار غرور و صعود به سوی نور

با رفع موانع و زدودن حجابها انسان قدرت قیام و صعود به سوی خداوند را پیدا میكند.

اولین شرط در حكمت به سوی خداوند، آمادگی برای پرش و خیز برداشتن است كه از آن به تجافی یاد میكند؛ زیرا تجافی، آن حالت نشستن است كه در حین برخاستن به وقوع میپیوندد. این كه گفته میشود مأموم برای رسیدن به امام سابق، در حال تشهد تجافی كند به این معناست كه نیمخیز بنشیند.

امام سیدالساجدین، زین العابدین علی بن حسین (علیهما أفضل صلوات المصلین) در دعای شب بیست و هفتم ماه مبارك رمضان كه تا صبح به خواندن آن ادامه میداد از خداوند تقاضا میكرد كه: «اللهم ارزقنی التجافی عن دار الغرور.»(9)

پینوشتها:

1- سوره انفال، آیه 29.

2- سوره طلاق، آیه 2.

3- كافی، ج 2، ص 130.

4- همان، ص 315.

5- سوره مطففین، آیه 14.

6- سوره غافر، آیه 69.

7- سوره غافر، آیه 56.

8- سوره مائده، آیه 6.

9- بحارالانوار، ج 95، ص 63، ح2؛ مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و هفتم ماه مبارك رمضان.

برگرفته از کتاب معرفت شناسی در قرآن، آیت الله جوادی آملی، ص 267 ، با اندکی تصرف .

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: چهارشنبه 14 ارديبهشت 1390 ساعت: 4:5

درس نامه انتظار

گل نرگس

موعود آخرالزمان از زبان امیرالمومنان علیه السلام

گل نرگس

درس نامه انتظار

گل نرگس

موعود آخرالزمان از زبان امیرالمومنان علیه السلام

ما حضرت علی علیه السلام را دوست داریم. سخنان او را هم که مانند دانه های مروارید به رشته ای زیبا در آمده بر گردن بلند بالای اندیشه و فکرمان می آویزیم. این آویز زمانی جلوه گر و تلالو فزونتری می یابد که نور عمل بر آن بتابد. آنگاه این درهای سفید، هزار رنگ زیبای الهی از جمال و جلال را باز می تاباند. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به ما در طول بیست و سه سال آموخت علی معیار حق است که عَلیٌ مع الحق و الحق مع علی یدور حیث مادار . علی علیه السلام همراه با حق است و حق نیز همراه با علی علیه السلام است و این حق است که همواره مریدانه به دور علی علیه السلام می گردد. پس هر که را علی علیه السلام بستاید، حقیقتا ستوده الهی است و هر آن را که براند، مغضوب و ملعون اله. او در کلام خویش بارها امام علی علیه السلام سال ها و بارها آخرین صبح تاریخ بشریت را نوید داده اند و دریا دریا موج امید به پا کرده اند. نهج البلاغه بخشی از این پرده ی آخر را در خود دارد. با امید به دستگیری (باب العلم) که لقب عطا شده از سوی رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به امیر مومنان علیه السلام است. از این هفته مبارک در درس نامه انتظار به معرفی خطبه ها و کلام حضرت علی علیه السلام می پردازیم که تصویر آخر الزمان با قلم کلام علوی بر لوح جان پاک شما مشتاقان منتظر امام منتظر ترسیم می گردد. انشاء الله

وَاءَخَذُوا یَمِینا وَ شِمَالاً ظَعْنا فِی مَسَالِكِ الْغَیِّ، وَ تَرْكا لِمَذَاهِبِ الرُّشْدِ، فَلاَ تَسْتَعْجِلُوا مَا هُوَ كَائِنٌ مُرْصَدٌ، وَ لاَ تَسْتَبْطِئُوا مَا یَجِی ءُ بِهِ الْغَدُ، فَكَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ اءَدْرَكَهُ وَدَّ اءَنَّهُ لَمْ یُدْرِكْهُ، وَ مَا اءَقْرَبَ الْیَوْمَ مِنْ تَبَاشِیرِ غَدٍ.یَا قَوْمِ هَذَا إِبَّانُ وُرُودِ كُلِّ مَوْعُودٍ، وَ دُنُوُّ مِنْ طَلْعَةِ مَا لاَ تَعْرِفُونَ.

اءَلاَ وَإِنَّ مَنْ اءَدْرَكَهَا مِنَّا یَسْرِی فِیهَا بِسِرَاجٍ مُنِیرٍ، وَ یَحْذُو فِیهَا عَلَى مِثَالِ الصَّالِحِینَ، لِیَحُلَّ فِیهَا رِبْقا وَ یُعْتِقَ فِیهَا رِقّا، وَ یَصْدَعَ شَعْبا، وَ یَشْعَبَ صَدْعا، فِی سُتْرَةٍ عَنِ النَّاسِ لاَ یُبْصِرُ الْقَائِفُ اءَثَرَهُ وَ لَوْ تَابَعَ نَظَرَهُ، ثُمَّ لَیُشْحَذَنَّ فِیهَا قَوْمٌ شَحْذَ الْقَیْنِ النَّصْلَ، تُجْلَى بِالتَّنْزِیلِ اءَبْصَارُهُمْ، وَ یُرْمَى بِالتَّفْسِیرِ فِی مَسَامِعِهِمْ، وَ یُغْبَقُونَ كَأْسَ الْحِكْمَةِ بَعْدَ الصَّبُوحِ.

وعده های الهی حتمی است، برای فرا رسیدن آن باید صابر بود

ترجمه: گاه به راست رفتند و گاه به چپ ، ولى ، راهشان راه ضلالت بود و دورى از طریق هدایت . پس ، آنچه را كه آمدنى است و انتظارش مى رود به شتاب مطلبید و هر چه را، كه فردا خواهد آورد، آمدنش را دیر مشمارید. بسا كسى كه چیزى را به شتاب مى طلبد و، چون به آن رسد، آرزو كند كه اى كاش هرگز نرسیده بود. چقدر امروز به سپیده فردا نزدیك است . اى مردم ، زمان فراز آمدن چیزهایى است كه شما را وعده داده اند. و نزدیك است كه فتنه اى را، كه نمى دانید چیست ، دیدار نماید. بدانید، كه از ما هر كه آن را دریابد با چراغ روشنى كه در دست دارد، آن تاریكیها را طى كند و پاى به جاى پاى صالحان نهد، تا بندهایى را كه بر گردنهاست بگشاید و اسیران را آزاد كند و جمعیت باطل را پریشان سازد و پراكندگان اهل صلاح را گرد آورد و این كارها پوشیده از مردم به انجام رساند. آنكه در پى یافتن نشان اوست ، هر چه به جستجویش كوشد، از او نشانى نیابد. پس گروهى در كشاكش آن فتنه ها بصیرت خویش را چنان صیقل دهند كه آهنگر تیغه شمشیر را. دیدگانش به نور قرآن جلا گیرد و تفسیر قرآن گوشهایشان را نوازش دهد و هر شامگاه و بامداد جامهاى حكمت نوشند.
گل نرگس

طلوع آخرین صبح تاریخ

اکثر مردم به راه های چپ و راست رفتند، و راه ضلالت و گمراهی پیمودند، و راه روشن هدایت را گذاشتند. پس درباره آنچه که باید بشود شتاب نکنید و آنچه را که در آینده باید بیاید دیر نشمارید. چه بسیار کسانی که برای رسیدن به چیزی شتاب می کنند، اما هنگامیکه به آن می رسند، دوست دارند که ای کاش آن را نمی دیدند و چه نزدیک است امروز ما به فردایی که سپیده مآن آشکار شده است! ای مردم ! آگاه باشید اینک ما در آستانه نحقق وعده های داده شده خدایی هستیم و در نزدیکی طلوع آن چیزهایی که بر شما پوشیده و ابهام آمیز است قرار داده ایم.

ره آورد حکومت حضرت مهدی (عج)

بدانید و آگاه باشید، آن کس از ما ( حضرت مهدی (عج)) که فتنه های آینده را دریابد، با چراغی روشنگر در آن گام می نهد و بر همان سیره و روش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و امامان (علیه السلام) رفتار می کند تا گره ها را بگشاید، بردگان و ملت های اسیر را آزاد سازد. جمعیت های گمراه و ستمگر را پراکنده و حق جویان را پراکنده را جمعی یکدل و متحد گرداند. حضرت مهدی (عج) سال های طولانی در نهان از مردم به سر مب برد، آنچنان که اثر شناسان، دیگر اثر قدم او را نمی شناسند. گرچه برای یافتن اثر و نشانه ها تلاش پیگیر و فراوان کنند. سپس گروهی برای درهم کوبیدن فتنه ها آماده می گردند. آن گونه که شمشیرها برای جنگی سخت صیقل فراوان می خورد تا برنده گردد. آنان کسانی هستندکه دیده هایشان از قرآن روشنایی می گیرد و در گوش جانشان تفسیر قرآن همواره طنین انداز است و بر صبحگاهان و شامگاهان جام های حکمت پیاپی سر می کشند.

نکات درس:

1- وعده های الهی حتمی است، برای فرا رسیدن آن باید صابر بود.

2- زمان رخدادن وعده الهی بسایر نزدیک است. همانگونه که قرآن می خوانیم (انهم یرونه بعیدا و نریه قریبا)

3- روش امام زمان همان روش و سیره پیامبر (ص) و امامن معصوم (علیهم السلام) است.

4- غیبت او طولانی است به گونه ای که عده ای باور به ظهور او را از دست می دهند.

5- اما گروهی دیگر از یاران او همواره خود و سلاح هایشان را برای نبرد آماده نگاه می دارند.

6- ویژگی برتر یاران، تربیت قرآنی آنهاست. نور دیده گانشان و نجوای درون آنها آیات و تفسیر قرآن است.

7- شب زنده دارانی هستند که خداوند به پاس آن، از سرچشمه حکمت فیاض خویش همواره جان آنها را سیراب می نماید.

آری امیرمومنان آنگونه تصویر طلیعه حکومت فرزندش را ترسیم فرمود که سخنی برای ما نمی ماند جز آنکه بگوییم: اللهم اجعلینا من انصاره و اعوانه و ذابین منه والمستشهدین بین یدیه آمین

برچسب: نویسنده: سید اکبر حسینی تاريخ: چهارشنبه 14 ارديبهشت 1390 ساعت: 4:4

صفحه بندی